هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

468

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

مىكردند و گاهى سكوت « 1 » مىماندند . يكى از مفسّرين مقاله‌اى در حق « ارسطاطاليس » « 2 » مىگفت . بعضىها حرف در حرف آورده ، سؤالات خردمندانه كرده ، سؤالات منطقى به ميان مىآوردند . چون تمام طلاب « سوداگرزاده » و « زارع‌زاده » بودند ، كمال حيرت از مباحثهء ايشان به من دست داده [ بود ] . به زبان « خارجه » در اين مدرسه تعليم نمىشود . فقط « عربى » است و بس . خود « مدرسه » 400 ستون مرمر دارد . نزديك مدخل مدرسه ، « مسجد » ديگرى بود خيلى قديمى . « 3 » « يعقوب پاشاى رئيس علوم » گفتند در سال 740 [ ه . ق . ] بنا شده [ است ] . سال قبل ، به واسطهء قدمت و كهنگى يك دم خراب شد ، حسب الحكم دولت به همان وضع قديم ساختند . و تمام مصالحى كه بعد از خراب شدن ، درست يافته ، در اين‌جا به كار بردند . جاى بسيار خنكى بود . خلاصه ، بعد از ديدن « مسجد » و « مدرسه » به منزل معاودت شد . 3 ساعت از ظهر گذشته ، « جنرال « 4 » ويلكى » ، سپهسالار افواج « انگليس » [ در ] ساخلو « 5 » « قاهره » ، به ديدن آمده ، قهوه و سيگارتى صرف شد . طرف عصر ، جناب « يعقوب پاشا » [ به ] منزل من آمده ، به اتفاق ايشان ، به ديدن نواب عاليه « نازله خانم » ، دختر « نواب مصطفى پاشاى مرحوم » ، كه عموى « حضرت خديو » حاليه است ، رفتم . شاهزاده خانم بسيار مهذب و خليقى « 6 » هستند . زبان « فرانسه » و « انگليسى » [ را ] خيلى خوب حرف مىزنند . چاى و سيگارتى صرف شده ، به منزل معاودت شد . امروز صبح ، « كاپيتان كلارك » و زوجه‌اش ، وداع كرده ، به « فرنگستان » رفتند . روز سه‌شنبه ، غرّه « 7 » شهر رمضان [ 1304 ه . ق . ] چون 5 روز ديگر ان شاء اللّه به « اسكندريه » مىروم و بيش از 5 روز قصد « اقامت »

--> ( 1 ) . منظور : ساكت . ( 2 ) . ارسطو ( Aristoteles ) حكيم مشهور يونانى ملقب به معلم اول . ( 3 ) . در اصل : قديم ( 4 ) . General wilkes ( Wilkins ) . ( 5 ) . پادگان . ( 6 ) . لايق ، سزاوار ، زيبا ، برازنده ، خوش‌خلق . ( 7 ) . اول ، آغاز .